السيد الطباطبائي ( مترجم : همايون همتى )

42

رسالة الولاية ( ولايت نامه ) ( فارسى )

مىگردد و ما به زودى توضيحات بيشترى در اين زمينه خواهيم آورد . دنباله : دلالت كتاب و سنت بر مطالب ياد شده مىگوييم : هنگامى كه ما در خصوصيات شريعت اسلامى بلكه تمامى اديان الهى تدبر مىكنيم ، درمىيابيم كه تنها هدف اين شرايع آسمانى همانا توجه دادن انسان به ماوراى اين عالم طبيعت است و اين هدفى است كه اديان ، با بصيرت و آگاهى ، انسان‌ها را به آن دعوت و در جميع جهات و تعاليم و آموزش‌هاى خود ، مردمان را به اين هدف فرامىخوانند و به هر راهى كه ممكن باشد به آن مىپردازند و همواره به دور اين مقصود طواف و گردش مىكنند . سپس بايد دانست كه مردم از نظر درجهء انقطاع به سوى خدا و اعراض از اين عالم مادى بر سه دسته‌اند : دستهء اول : انسان‌هاى تامّ الاستعدادى هستند كه مىتوانند انقطاع قلبى از اين نشئه بيابند و با يقين تمام به معارف الهى روى آورند و به خداوند سبحان توجه كنند و اينچنين انسانى است كه مىتواند به مقام مشاهدهء ماوراى عالم ماده و شهود انوار الهى نائل شود ؛ مانند پيامبران عليهم السّلام ، و اين طبقه ، مقربانند . دستهء دوم : انسان‌هاى تامّ الايقانى هستند كه كاملا از عالم ماده و تعلقات آن دل نبريده‌اند ، زيرا آلودگىهاى مادى و برخى انديشه‌هاى نادرست ، ايشان را از اعتراف به اينكه امكان دل بريدن از اينجا و رهايى و رسيدن به عالم ماوراى ماده وجود دارد ، ناتوان و نوميد ساخته است . اين دسته خدا را آن‌گونه مىپرستند كه گويى او را مىبينند . اينان خدا را از روى صدق و بدون بازيگرى پرستش مىكنند ، ولى از وراى حجاب و تنها از روى ايمان به غيب خدا را مىپرستند . اينان اهل احسانند و در عمل خويش محسنند . وقتى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دربارهء احسان سؤال شد ، فرمود : احسان يعنى اينكه خدا را طورى بپرستيد كه گويا او را مىبينيد ، چه ، اگر شما او را نمىبينيد او شما را مىبيند . » « 1 » و فرق بين اين دسته با دستهء اول ، فرق بين همانا و گويا ( انّ و كأنّ ) است .

--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 56 ، ص 261 . ( قال جبرئيل : يا رسول اللّه حدّثنى ما الاحسان ؟ قال ( ص ) : الاحسان أن تعمل للّه [ أن تعبد اللّه ] كاّنك تراه فإن لم تكن تراه فانّه يراك ) . - و .